کرمان شناسی
نام استان: کرمان (Kerman)
مرکز استان: شهر کرمان
موقعیت جغرافیایی استان:
عرض جغرافیایی: 25 درجه و 55 دقیقه تا 32 درجه شمالی
طول جغرافیایی: 53 درجه و 26 دقیقه تا 59 درجه و 29 دقیقه شرقی
موقعیت نسبی استان: واقع در جنوب شرق ایران
همسایگان استان:
شمال و شمال غرب: استان یزد
شمال شرق: استان خراسان جنوبی
جنوب و جنوب غرب: استان هرمزگان
شرق و جنوب شرق: استان سیستان و بلوچستان
غرب: استان فارس
مساحت استان: حدود 180726 کیلومتر مربع
تعداد شهرستانها: 21
نام شهرستانها: بردسیر، بم، جیرفت، رابر، راور، رفسنجان، رودبار جنوب، ریگان، زرند، سیرجان، شهر بابک، عنبرآباد، فاریاب، فهرج، قلعه گنج، کرمان، کهنوج، کوهبنان، منوجان و نرماشیر
جمعیت استان: 2938988 نفر
فاصله مرکز استان تا تهران: 1038 کیلومتر
وجه تسمیه استان کرمان
نام کرمان در دورههای قبل از اسلام «یوتیا» و «کارامانیا» بوده است. برخی بر این عقیدهاند که کرمان دگرگون شده کلمه «کریمان» است و عدهای نیز آن را مشتق از «کارمانیا»ی قدیم به معنی «جایگاه دلاوری و نبرد» ذکر میکنند. مورخان عرب و یهودی، «کرمان» را از نام فرزند «هیتال» (یا هپتال) از نبیرههای نوح میدانند ولی هرودت نام این منطقه را از نام شش طایفه شهری و روستانشین و چهار طایفه چادرنشین میداند که عبارتند از مرفیان، ماسپیان، پانتالیان، دروسیان و گرمانیان. مرکز کرمان را در قدیم «گواشیر» و «بردشیر» میخواندند که گواشیر در اصل «کوره اردشیر» به معنای «شهر اردشیر» بوده است و به تدریج به «گواشیر» تبدیل شده است و در کتیبه بیستون به صورت «یوتیه» ذکر شده است. اما آنچه که مسلم است این است که نام کرمان از نام یکی از ده شاخه اصلی پارسیها گرفته شده است که بعد از مهاجرت به ایران، به سمت جنوب تغییر مکان دادند. این شاخههای اصلی پارسی عبارت بودند از پاسارگادی، مارافی، کرمانی، ماسپی، پانتیالی، دروسی، دایی، مردی، دروبیکی و ساگارتی.
وضعیت توپوگرافی استان کرمان
استان کرمان یکی از مرتفعترین استانهای کشور در ناحیه کویری و کمآب ایران است. در میان شهرستانهای تابع این استان، شهرستان بافت با ارتفاع 2250 متر از سطح دریا، به عنوان سومین شهر مرتفع ایران به شمار میآید و همین امر سبب شده است که با نام «بام ایران» و «سیبری جنوب» خوانده شود.
به طور کلی ناهمواریهای استان کرمان را از نظر جغرافیایی و ویژگیهای خاص منطقهای میتوان به دو دسته کوهستانهای مرتفع و سرزمینهای نسبتاً هموار و پست تقسیمبندی نمود.
کوههای استان کرمان
بخش وسیعی از کوهستانهای مرتفع استان کرمان به صورت رشته کوههای عظیم از محدوده شمال و شمال غرب استان شروع شده و با جهت شمال غربی به جنوب شرقی در مرکز استان گسترش یافتهاند. این ارتفاعات از شرق به چاله لوت، از شمال چاله رفسنجان- انار، از غرب کفه نمکی سیرجان و از جنوب به چاله جازموریان محدود شدهاند.
کوههای شمالی استان: این ارتفاعات سطح وسیعی از شهرستانهای زرند، راور و شرق رفسنجان را دربر گرفته و به شدت تحت تأثیر گسلها قرار دارند. قله درارسو با ارتفاع 3545 متر، مرتفعترین قله این محدوده میباشد. گسل کوهبنان از 8 کیلومتری شهر زرند میگذرد و شهر کوهبنان بر روی آن واقع شده است. این گسل از گسلهای بسیار فعال و جوان استان میباشد و زلزلههای متعددی در امتداد آن رخ داده است. یکی دیگر از ویژگیهای این ناحیه وجود گنبدهای نمکی در شهرستان راور میباشد که کوهستانهای مرتفعی را شکل داده و نقش مؤثری در شوری آبهای سطحی و زیرزمینی این منطقه دارد.
کوههای حاشیه غربی دشت لوت: این ارتفاعات که ادامه رشته کوههای شمالی هستند با جهتی شمال غربی- جنوب شرقی تا بم امتداد دارند و سبب جدایی چاله لوت از چاله کرمان- چترود- زرند شدهاند. عامل اساسی در ایجاد این ارتفاعات برخورد دو صفحه ایران مرکزی و صفحه لوت میباشد و گسل نایبند در شکلگیری آنها نقش اساسی دارد. این منطقه از نواحی بسیار فعال زمینشناسی بوده و تمامی گسلهای آن فعال میباشند. دشت لوت در شرق این ارتفاعات قرار دارد. ارتفاعات کوهپایه، بادامو و کوههای سیرچ، گلباف و شمال بم در محدوده این رشته کوه قرار دارند. بلندترین قله این رشته در کوه پلوار به نام تنب با ارتفاع 4233 متر است.
کوهستان پلوار به صورت رشتهای به طول 147 کیلومتر، پهنهای به وسعت 1450 کیلومتر را تحت پوشش قرار داده است.
کوههای مرکزی استان: این ارتفاعات وسیعترین و بلندترین کوههای استان را شکل میدهند. مهمترین عامل مؤثر در شکلگیری این ارتفاعات فورانهای آتشفشانی و تودههای نفوذی میباشد. مرتفعترین قلههای استان که در این ارتفاعات قرار دارند عبارتند از قله هزار با ارتفاع 4465 متر که در شهر راین و در 114 کیلومتری شمال غرب بم واقع شده است و بلندترین قله استان کرمان میباشد و لالهزار با ارتفاع 4351 متر.
کوهستان جوپار دارای قلههای نسبتاً مرتفع بوده و در 43 کیلومتری جنوب شرقی شهر کرمان گسترش یافته است. بلندترین قلههای آن سه شاخ بزرگ به ارتفاع 4135 متر و قله بلوچی با 4000 متر ارتفاع میباشند که در جنوب غربی ماهان قرار دارند.
کوههای غربی استان: این کوهها از شمال شهر بابک تا حوالی جنوب بم گسترش یافتهاند و تودههای نفوذی متنوع و وسیعی در آنها دیده میشود. مس سرچشمه، مس میدوک شهر بابک، چهار گنبد سیرجان، کوه فریزو در جبال بارز از مهمترین تودههای نفوذی این نوار کوهستانی هستند. آتشفشان بیدخوان با ارتفاع 3412 متر در مرکز این نوار کوهستانی واقع شده است. ادامه این رشته کوه سبب شکلگیری شهر بافت به عنوان مرتفعترین شهر استان و سومین شهر بلند ایران شده است. قله خَبر (Khabr) با ارتفاع 3845 متر در جنوب غربی شهر بافت واقع شده است.
در محدوده شهرستان سیرجان کوههای چهار گنبد با ارتفاع بیش از 3000 متر در این محدوده واقع شدهاند. این نوار کوهستانی در جنوب به جبال بارز و کوههای بحرآسمان (بلندترین قله آن نشانه با ارتفاع 3886 متر) میپیوندد. رشته کوه جبال بارز در بین جیرفت و بم واقع شدهاند و مرتفعترین قله آن علم شاه میباشد که 3741 متر ارتفاع دارد.
کوههای جنوبی (بشاگرد): این رشته کوهها ادامه رشته کوه مکران میباشند که با جهتی شرقی- غربی از تنگه هرمز تا بلوچستان ادامه دارد. به دلیل غیرقابل نفوذ بودن و حاکمیت شرایط بیابانی، بسیاری از سطوح آن فاقد پوشش گیاهی بوده و چهرهای خشن، پرشیب با درههای تنگ را نمایان میسازند. این ارتفاعات توسط گسلها بریده شده و بستر اکثر رودخانههای منطقه در این گسلها قرار دارند.
سایر کوههای این استان عبارتند از:
کوه بی سوخته: این کوه در 45 کیلومتری شمال غربی شهر بابک در قسمت شمال روستای آبدار واقع شده و 2750 متر ارتفاع دارد.
کوه بید شیرین: این کوه با ارتفاع 2973 متر در 58 کیلومتری شرق سیرجان واقع شده است و سرچشمه رودخانه حسینآباد سوج میباشد.
کوه بیدویه: این کوه با ارتفاع 3230 متر در 41 کیلومتری جنوب غرب شهداد قرار دارد.
کوه پورکان: این کوهستان در شمال شرقی شهر بابک و غرب شهرستان رفسنجان واقع شده و از کوههایی همچون نجیب، اسپزار، محمدآباد، توران، کلاته، تنه کوه، زوج، بی سوخته، ده حاجی، نر کوه، کمر مدوار، کمر سفید و سنگ آواز که اغلب آنها بیش از 2500 متر ارتفاع دارند، تشکیل یافته است. بلندترین قله این کوه پورکان یا پاری کوه نام دارد که ارتفاع آن 3443 متر است و در 32 کیلومتری شمال شرقی شهر بابک قرار دارد.
کوه باغ بالا: این کوه در 30 کیلومتری شمال شرق کرمان واقع شده و 3775 متر ارتفاع دارد. این کوه سرچشمه رودهایی همچون چتررود است و جزو ارتفاعات پلوار محسوب میشود.
کوه قدمگاه: این کوه در 38 کیلومتری جنوب غربی بم و در مجاورت دهستان آب گرم قرار دارد.
کوه سرمشک: این کوه با ارتفاع 4048 متر در 105 کیلومتری شمال غربی جیرفت قرار دارد و دومین قله از کوههای هزار است و سرچشمه رودهای رودرو و هلیل رود میباشد. این کوه در شرق روستای سرمشک از توابع دهستان دهتازیان شهرستان سیرجان و شمال روستای سرمشک از شهرستان جیرفت واقع شده است. از ارتفاعات مهم این کوه قله دندانه هنزا است که در غرب روستای هنزا قرار دارد و حدود 3650 متر ارتفاع دارد.
کل کوهی: این کوه با ارتفاع 3765 متر در غرب روستای باغ سرخ از توابع دهستان کوه پنج شهرستان سیرجان در 80 کیلومتری شمال شرقی این شهر واقع شده است.
کوه گلچین: این کوه 4093 متر ارتفاع دارد و در 55 کیلومتری جنوب شرقی کرمان در دهستان ماهانه واقع شده است.
کوه شاهزاده: این کوه حدوداً 3650 متر ارتفاع دارد و در دهستان بزنجان از توابع شهرستان بافت و در فاصله 20 کیلومتری شمال شرقی آن واقع شده است.
غارهای استان کرمان
غار طُرَنگ (تُرنگ): این غار در مجاورت روستای طرنگ و کوه طرنگ در 70 کیلومتری شهرستان بافت و 230 کیلومتری جنوب غربی شهر کرمان واقع شده است. غار آهکی طرنگ به عنوان یکی از مهمترین و طولانیترین غارهای استان کرمان در نوع خود بینظیر و دارای مناظر و جلوههای طبیعی بسیار زیبا و پدیدههای شگفتانگیز است. دهانه غار حدود 6 متر است و در ارتفاع حدوداً 3000 متری از سطح دریا واقع شده است. طول مسیر پیموده شده غار تقریباً 500 متر است و عرض راهروها و تالارهای آن از 1 تا 15 متر متغیر است. در انتهای غار حوضچه آبی وجود دارد. این غار در گذشته توسط هیئت کوهنوردی کرمان شناسایی و مسیرها و دالانها و دهلیزهای غار علامتگذاری و برخی نامگذاری شدهاند و در طول غار علائم و فلشهایی جهت راهنمایی افراد وجود دارد. پیمایش این غار مستلزم در اختیار داشتن تجهیزات فنی لازم است. در اعماق غار طرنگ دمای هوا در تمام فصول تقریباً معتدل و ثابت (بین 14 تا 20 درجه سانتیگراد) است و از تهویه نسبتاً خوبی برخوردار است به طوری که در هیچ نقطه از غار کمبود هوا و اکسیژن احساس نمیشود فقط به دلیل وجود گرد و غبار بهتر است از ماسک استفاده شود. در این غار تعداد قابل توجهی خفاش زندگی میکنند.
غار جفریز: این غار آهکی که با نام غار چشم سبز نیز شناخته میشود در 160 کیلومتری جنوب غربی شهر کرمان و 3 کیلومتری شرق روستای جفریز از توابع گوغر و در 52 کیلومتری شهر بافت قرار دارد. دهانه غار جفریز 10 متر ارتفاع دارد و مشخصه آن درِ ورودی آهنی بزرگی است که در دهانه غار توسط افراد محلی نصب شده است تا از تخریب غار و ورود حیوانات وحشی به درون آن جلوگیری نمایند. این غار میلیونها سال قبل در زمان کرتاسه در زیر آب بوده است و طی سالها سنگهای آهکی آن توسط آب شکسته شده و اشکال بسیار زیبایی را به وجود آورده است.
برای ورود به این غار زیرزمینی زیبا ابتدا باید از دهانه چاه مانندی به عمق 8 متر عبور کرد. این دهانه بر کوهی مشرف بر روستای نزدیک غار قرار دارد. پس از عبور از دهانه ورودی غار، تالار بزرگی قرار دارد که چندین انشعاب دارد و سه ورودی این تالار اصلی است. انشعابهای اصلی و برخی از دهلیزهای فرعی خود به تالارهای بزرگتری ختم میشود که در اقصی نقاط آن حوضچههای کوچک آب وجود دارد و در انتهای دهلیزها رودی زیرزمینی جاری است و از سقف و برخی دیوارهها آب جاری است. در بسیاری دهلیزها و تالارها استلاگمیتهایی وجود دارد که بر زیبایی غار افزوده است. عمق زیاد، جاری بودن آن در غار و موقعیت خاص منطقه شرایطی را ایجاد کرده است که ورود به غار بدون راهنما بسیار خطرناک است و پیمایش آن نیازمند همراه داشتن تجهیزات لازم است. این غار برای نخستین بار در میانه دهه 70 به طور کامل پیموده شده است و به دلیل هجوم بازدیدکنندگان به سوی این غار زیبا پس از کشف، متأسفانه تا حد زیادی قندیلهای این غار تخریب شدهاند.
جفریز در لغت به معنای مکانی است که دو رودخانه به هم میپیوندند و این نشان از پرآبی روستای جفریز دارد. طبیعت این روستا به حدی شگفتانگیز است که میتوان آن را با روستاهای شمال کشور مقایسه نمود. کوهها، درهها و پیرامون رودخانههای این منطقه مملو از گیاهان خوشبو و درختان بادام و گردو است.
غار شعیب: غار شعیب در 18 کیلومتری غرب جیرفت و منطقهای به نام مارون قرار دارد. در حوالی غار معدن مرمریت وجود دارد و وجود ماشینآلات صنعتی برای تخریب و استخراج از کوه و ضربات وارده از طریق دستگاهها و انفجارهای معدن سبب شده است قسمتی از غار تخریب شود و علیرغم وجود امکانات بالقوه در این منطقه جهت ایجاد تأسیسات رفاهی، تفریحی، گردشگری و ورزشی، هیچ گونه اقدامی توسط مسئولین شهر جیرفت برای جلوگیری از تخریب منطقه صورت نگرفته است.
دهانه ورودی غار به سمت شمال است و یافتن آن نیاز به کمی بررسی و جستجو دارد. از دهانه غار باید به صورت نشسته و به آهستگی وارد شد. پس از آن یک شکاف شرقی- غربی وجود دارد که نور خورشید میتواند کاملاً در این شکاف تابیده شود. در انتهای غار دهانه دیگری وجود دارد که شبیه یک اطاق است و در آن قندیلهایی وجود دارند که چندان بلند نیستند. درون غار تعدادی خفاش دمدار و بسیار نادر زندگی میکنند که از نوع خفاشهای بیآزار و حتی مفید میباشند. این جانوران از انواع حشرات که معمولاً آفت هستند تغذیه میکنند و به این ترتیب کمک بزرگی به کنترل جمعیت آفات کشاورزی مینمایند. این غار چندان پیچیده و طولانی نیست اما پیمایش آن نیازمند حضور شخص راهنما یا فردی آشنا به غارنوردی میباشد.
به اعتقاد مردم بومی منطقه این غار همان غار اصحاب کهف است که البته صحت و سقم این مطلب نیاز به بررسی بیشتر دارد ولی عدهای نیز بر این عقیده هستند که شعیب نام عارفی بوده که در این حوالی زندگی میکرده و برای عبادت به این غار رفت و آمد داشته است و به همین دلیل این غار مورد احترام اهالی منطقه است.
غار ایوب: کوه ایوب که غار ایوب در آن قرار دارد در جنوب شرقی شهر دِهَج در 50 کیلومتری جاده انار به شهر بابک واقع شده است و حدود 3200 متر ارتفاع دارد. در پایین کوه که نقطه آغاز صعود به غار است، سنگ بسیار بزرگی وجود دارد که به سنگ باراندازی معروف است زیرا زائرین فقط تا کنار این سنگ میتوانند بیایند و بقیه راه را مجبورند پیاده طی کنند تا به مقصود خود برسند که در حدود یک ساعت زمان میبرد. بنابراین بار و بنه خود را اینجا قرار میدهند و افرادی که نمیتوانند صعود کنند در کنار این مکان اتراق میکنند.
غار ایوب بزرگترین غار آذرین ایران محسوب میشود و اصلیترین مشخصه آن دهانه بسیار بزرگ غار در نیمههای کوه در ارتفاعی بالا است. دهانه این غار 50 متر طول و 40 متر ارتفاع دارد.
در گوشهای از دیواره شرقی جریان باریک آبی از سقف دیده میشود و در پای این دیواره حوضچهای کوچک ایجاد نموده است. کمی بالاتر در جهت حوضچه جایگاهی هموار و صاف قرار دارد که در مرکز آن چاله کوچک هاونگ مانندی وجود دارد که به «هاونگ یا حوص آرزو» معروف است و اعتقاد بر این است که افرادی که حاجتی دارند نیت نمایند و قطعهای سنگ را داخل آن پرتاب نمایند اگر سنگ بعد از برخورد مستقیم به بالا و خارج از هاونگ پرتاب شد، آرزوی شخص برآورده میشود. در سمت جنوب غربی غار در داخل دیواره نازکی از صخره، سوراخی دایره مانند با قطر کم وجود دارد که به «سوراخ حلال و حرام» مشهور است و بازدیدکنندگان سعی میکنند با سر و به صورت خوابیده از آن عبور کنند. در میان حوضچه و سوراخ حلال و حرام، جایگاههایی برای نشستن و استراحت زائرین وجود دارد که به منزلگاه معروف است. این مکانها محل استراحت، به جا آوردن نماز و خوردن غذا است که البته در زمانهای نه چندان دور بیشتر برای اتراق شبانه استفاده میشده ولی امروزه این کارکرد رو به تضعیف است و امروزه بیشتر برای استراحت کوتاه مدت و عبادت استفاده میشود. حدود 150 متر بالاتر از منزلگاه، زیارتگاه «بچه مهتابیها» قرار دارد که گفته میشود شبهای جمعه تعدادی کودک که به بچه مهتابی معروفند قرآن میخوانند و افراد حاضر در غار که معتقد باشند، میتوانند بشنوند. در محل زیارتگاه محلی گود شده شبیه به ردّپای انسانی با فیزیک بدنی قوی وجود دارد که آن را منتسب به حضرت ایوب میدانند. در واقع عامل جذب معتقدین به این غار نیز همین امر میباشد.
غار چاه دریا: این غار در 15 کیلومتری غرب شهر داوران در مسیر رفسنجان- زرند قرار دارد. غار چاه دریا از دو فضای قیف مانند چسبیده به هم تشکیل شده است. قطر دهانه قیف بالایی حدود 60 متر و قطر پایین آن حدود 30 متر است. وجود گازهای دی اکسید کربن و سولفور هیدروژن حاصل از فعالیت گسل درونی منطقه از یک طرف و نفوذ آبهای فرورو حاصل از بارندگی از طرف دیگر و آمیختگی آنها با یکدیگر و سپس خروج آبهای اسیدی درونی بر اثر فشار بخار و گازهای منطقه گسلی از طریق درزها و خرده گسلهای بالایی سبب آهکخوری مسیر و زایش این فضای عظیم شده است. دهانه چاه در گذشته به شکل امروزی نبوده است و در امتداد شیب منفی مخروط ناقص پایینتر پدید آمده و احتمالاً قطری حدود 4 متر داشته است به طوری که اهالی منطقه میتوانستند جلوی دهانه آن بایستند و آب درون آن را نظاره کنند و حتی عمق آب را اندازه بگیرند. در واقع نام دریا که بر چاه نهاده شده در ارتباط با همین نظارهها و اندازهگیریها صورت گرفته است. دلیل دیگر تنگ بودن دهانه، اندازهگیری و ساختن مادرچاه قنات قدیمی روستای احمدآباد است که سپس سطح آب افت کرده و قنات خشکیده است. کانال قنات فوق از درون چاه قابل مشاهده است. دهانه قیف مانند فعلی بر اثر عوامل فرسایش و ریزش آوار پدید آمده است. در حال حاضر مشاهده آب در انتهای چاه ممکن نیست. چاه در سال 1354 خورشیدی معادل 100 متر عمق فضایی و 85 متر عمق آبی داشته است که با توجه به بهرهبرداری بیرویه از سفرههای آب منطقه باید دچار افتی برابر با 30 متر شده باشد. آنچه به این چاه علاوه بر ارزشی که به عنوان یک پدیده دارد ویژگی خاص میبخشد، اندازهسنجی نوسان سطح ایستابی سفرههای آب منطقه از طریق نوسان سطح ایستابی چاه دریاست که با پایین رفتن سطح ایستابی چاه میتوان به افت سطح آق سفرههای آب منطقه پی برد.
غار دلفارد: این غار در شهر دلفارد در 30 کیلومتری جاده جیرفت به ساردوئیه قرار دارد.
غار شب پره: این غار در شمال پارک ملی خبر در مسیر درهای با همین نام در شهرستان بافت واقع شده است که منتهی الیه این دره به پایین قله چاه برف میرسد. طول این غار تقریباً 70 متر و قطر دهانه آن 30 متر و ارتفاع آن 15 متر میباشد. از زیباییهای داخل غار میتوان به سنگهای آهکی کاملاً دگرگون شده اشاره نمود که به مرمر تبدیل شدهاند. از دیگر زیباییهای این غار وجود قندیلهایی است که در صورت فراوانی بارندگیهای سالانه، از سقف غار آب میچکد. در قسمت انتهایی غار چاهی وجود دارد که به وسیله انسان و به دلایل نامعلومی حفر شده است. بر روی دیواره انتهایی غار لکههای سیاه رنگی وجود دارد که اهالی محل آن را مومیایی مینامند که خاصیت معجزهآسایی در درمان شکستگی استخوان دارد. علت به وجود آمدن آن نفوذ آب در رگههای سنگ آهک و بیرون آمدن آن از سوی دیگر است.
مسیر رسیدن به غار بسیار آسان بوده و برای رسیدن به آن نیازمند صرف یک ساعت پیادهروی میباشد که همین امر سبب شده است هر سال تعداد زیادی از علاقهمندان از این مکان دیدن نمایند.
غار میرزا: غار میرزا در ارتفاع 2342 متری از سطح دریا در فاصله 32 کیلومتری شمال شرقی شهر رفسنجان قرار دارد.
این غار دارای هشت تالار اصلی و چهار تالار فرعی میباشد که هر کدام ویژگیهای خاصی دارد. ورود به بخش میانی غار که 150 متر مربع مساحت دارد نیاز به فرود 90 متری در فضای معلق دارد. این غار با ویژگیهای منحصر به فرد خود در میان غارهای کشور کمنظیر و در میان غارهای استان کرمان بیهمتا است. تنوع رنگ و زیبایی قندیلها که در طی میلیونها سال به وجود آمدهاند، سبب شگفتی بازدیدکنندگان میشود و ارتفاع برخی از آنها به 4 متر میرسد و سقف تالار را به کف آن متصل مینماید. در تالار غربی غار فسیل جانوری وحشی دیده شده است که از دیگر شگفتیهای غار محسوب میشود. همچنین در انتهای تالار شمالی برکه آبی به وسعت 250 متر مکعب قرار دارد که آب زلال و گوارایی در آن جریان دارد. در سقف تالار شمالی دهلیزی به طول 70 متر وجود دارد که ورود به آن مستلزم سنگنوردیهای متعدد است.
این غار از نظر فنی جزو غارهای سخت میباشد و برای پیمایش نیاز به تجهیزات کامل دارد. هوای درون غار گرم بوده و در تمام فصول سال و بدون محدودیت آب و هوایی امکان بازدید از غار فراهم میباشد.
از دیگر غارهای این استان غار داوران (رفسنجان)، غار ده بکری (بم)، غار یخ نیا (دامنه جنوبی کوه جوپار) و غار جواران (رابر)، میباشند.
دشتهای استان کرمان
پهنههای کم و بیش وسیع و نسبتاً هموار استان کرمان را که سبب جدایی کوهستانها از یکدیگر شدهاند میتوان با توجه به ویژگیهای جغرافیایی حاکم بر آنها به سه گروه عمده تقسیم نمود:
الف) دشتهای بیابانی: موقعیت جغرافیایی، ارتفاع کم و محصور بودن در میان ارتفاعات سبب حاکمیت شرایط بیابانی بر بسیاری از دشتهای استان شده است. دشت لوت پستترین دشت داخلی ایران با حداقل 56 متر ارتفاع و دشت ابراهیمآباد سیرجان مرتفعترین دشت داخلی ایران با ارتفاع 1710 متر، چاله جازموریان، قسمتهای وسیعی از دشت انار- رفسنجان، کفه نمکی سیرجان در این محدوده قرار دارند. این دشتها عموماً از رسوبات بادی به شکل تل ماسهها و تپههای شنی پوشیده شدهاند و رسوبات تبخیری (گچ و نمک) در آنها دیده میشود. بزرگترین دشت ریگی ایران با وسعت 10763/37 کیلومتر مربع در دشت لوت واقع شده است. پوشش گیاهی این نواحی به دلیل کمبود بارش، بالا بودن دما و تبخیر و خاک نامساعد، بسیار فقیر است.
دشت لوت: دشت لوت یکی از عجایب طبیعت و پدیدههای بیابانی جهان است دارای چشماندازها و عوارض بسیار زیبا به شرح زیر میباشد:
1) کلوتها: کلوتها که از آن به اَبَر شهر کلوخی جهان نام برده میشود شامل برجستگیها و فرورفتگیهایی به شکل رشتههای موازی با تپههای منفرد بوده که حاصل فرسایش آبی- بادی در تشکیلات ریزدانه رسوبات قدیمی میباشند. طول این منطقه 150 کیلومتر و عرض آن 70 کیلومتر است.
2) تپه گندم بریان: گندم بریان نقطهای در قلب ایران در لوت مرکزی است که گرمترین نقطه کره زمین است. در سمت شمال شهداد بعد از رود شور بیرجند در قسمتی از کلوتها، دشتی پوشیده از سنگهای سیاه رنگ از جنس گدازههای بازالتی به شکل چالههای متعدد دیده میشود که به گفته کارشناسان بیابان، شبیه به کره ماه میباشد و فاقد هرگونه حیات است. گدازههای سیاه رنگ در این منطقه نور خورشید را بیش از حد معمول جذب میکنند و باعث افزایش بیش از حدّ دما میشوند. به اعتقاد دکتر کردوانی این نقطه از گرمترین نقاط جهان است که دمای تابستان در سایه به 60 درجه سانتیگراد میرسد. درجه حرارت در اینجا بسیار بالاتر از صحرای آفریقا و بیابان نوادا در آمریکا است.
مردمان شهداد به تپه گندم بریان، ریگ سوخته نیز میگویند. گفته میشود کاروانی ناچار به ریختن بار گندم خود در این سرزمین شده است. پس از چند روز که از شهداد شترهای تازه نفس برای جابجایی گندم ادامه راه میآورند میبینند گندمهایشان برشته، بو داده شده یا بریان شده است و از آن زمان به این تپه گندم بریان میگویند.
3) نِبکا (گلدان بیابان): نبکاها در واقع تپههایی هستند که در نتیجه همزیستی خاک، آب و گیاه تشکیل شدهاند. مرتفعترین نبکاهای دنیا دارای ارتفاع 10 تا 12 متر میباشند که در لوت غربی در حوالی شهداد دیده شدهاند.
4) تپههای ماسهای: این تپهها همانند هرمهای ماسهای عظیم به ارتفاع 450 متر در دشت لوت دیده شدهاند.
5) مخروط افکنه: مخروط افکنههای عظیم همانند مخروط افکنه نرماشیر بم و درختنگان شهداد با دشتهای ریگی وسیع
ب) دشتهای نیمه بیابانی: این سرزمینهای نسبتاً هموار با مساحتهای متفاوت، در کوهپایهها یا در میان ارتفاعات واقع شدهاند و در طول زمان با فرسایش ارتفاعات از رسوبات آبرفتی پوشیده شدهاند. این نواحی به دلیل بالا بودن نسبی ارتفاع، خاک مساعد، آبهای زیرزمینی غنی و پایین بودن نسبی دما از نظر کشاورزی و استقرار شهرها و روستاها، اهمیت زیادی دارند. در این دشتها با برداشت از آبهای زیرزمینی و سطحی، کشاورزی گسترش یافته و با توجه به شرایط آب و هوایی حاکم بر آنها انواع محصولات کشاورزی در آنها کشت میشود. نمونههایی از این نوع دشتها، دشتهای کوهپایهای بافت و دشتاب و شهر بابک، قسمتهایی از دشت انار- رفسنجان، زرند، بردسیر، باغین، نگار، ارزوئیه صوغان، دولتآباد، اسطور، جیرفت، عنبرآباد، کهنوج و قلعه گنج میباشند.
ج) دَق: دق به سرزمینهای نسبتاً همواری گفته میشود که رودخانهای در آن جریان دارد و به دلیل شیب ناچیز و کم، رسوبات ریزدانه در آنها تهنشین میشوند و اشکال نسبتاً مسطح و همواری به رنگهای روشن را به وجود میآورند. دقها یکی از پدیدههای بسیار جالب استان کرمان میباشند که مشهورترین آنها دق کبوترخان واقع در شهرستان رفسنجان است و قابلیت نفوذپذیری کمی دارد و کمبود نمک مانع از تشکیل زمینهای کویری شده است.
رودخانههای استان کرمان
مهمترین حوضههای آبریز استان کرمان عبارتند از حوضه آبریز جازموریان، حوضه کویر لوت و حوضه یزد و کرمان.
حوضه آبریز جازموریان: این حوضه با مساحتی برابر 69600 کیلومتر مربع در جنوب شرقی ایران و بین رشته کوههای بشاگرد و جبال بارز جای دارد. در این حوضه 5 رودخانه با مساحت آبریز بیش از 1000 کیلومتر مربع جریان دارند که هلیل رود بزرگترین آنها میباشد. سایر رودهای این حوضه فصلی و کمآب هستند. همه آبهای سطحی جاری در این حوضه، به هامون جازموریان میریزند.
حوضه کویر لوت: این حوضه کمبارانترین و خشکترین حوضههای ایران و مساحت آن 199000 کیلومتر مربع میباشد که قسمتی از آن در استان کرمان واقع شده و شهرهای بم، شهداد و راور را دربر میگیرد. رودخانههای مهمی که در این حوضه جریان دارند از نوع رودخانههای فصلی میباشند که یکی از آنها رودخانه تهرود است.
حوضه یزد و کرمان: این حوضه با مساحت 99800 کیلومتر مربع یکی از خشکترین و بیآبترین حوضههای ایران به شمار میآید. رودخانههای این حوضه تحت تأثیر بارندگیهای نامنظم، حالت سیلابی دارند و در تمام فصلهای سال خشک و بیآب هستند. شنزارهای کشکوئیه و شنزارهای جنوب کرمان از حوضههای کوچکتر این حوضه محسوب میشوند.
به طور کلی استان کرمان دارای 132 رودخانه میباشد که از این میان 34 رودخانه در کرمان، 20 رودخانه در بافت، 1 رودخانه در بردسیر، 19 رودخانه در بم، 27 رودخانه در جیرفت، 6 رودخانه در رفسنجان، 6 رودخانه در زرند، 15 رودخانه در سیرجان، 4 رودخانه در شهر بابک و 68 رودخانه در کهنوج جریان دارند.
رودخانه هلیلرود: مهمترین رودخانهای که در این استان جریان دارد رودخانه هلیل رود میباشد که در مسیر خود شاخههای مهمی همچون زردشت از گوهر، بافت از لالهزار، رابر از الفتح یا شاه کوه، طیل از کوه هزار و اسفندقه از ارتفاعات اسفندقه به آن میپیوندند. این رود پس از آبیاری کردن جیرفت و کهنوج، وارد هامون جازموریان میشود. هلیل رود با 390 کیلومتر طول، یک رودخانه دائمی محسوب میشود که در جیرفت بر روی آن سدی با نام سد جیرفت احداث نمودهاند.
رود شور: رود شور تنها رودخانه دائمی است که در اعماق کویر ایران جریان دارد.
این رود از کوههای شمال غرب بیرجند سرچشمه میگیرد و پس از طی 200 کیلومتر مسافت در معدن کویر شهداد به زمین مینشیند و کوه نمکی به وجود میآورد. این رود همواره در حال تغییر بستر خود بر پهنه کویر لوت است. آب رود شور از شورترین آبهای جهان است و بیشترین املاح معدنی را در خود نهفته دارد. با وجود خشکسالیهای پیاپی سالهای اخیر این رود همچنان به جریان خود ادامه میدهد و با نزدیک شدن به چاله مرکزی کویر، در زمین فرو میرود. رود شور در زمان پرآبی دریاچهای از نمک را تشکیل میدهد و در زمان کمآبی به دلیل تهنشینی نمک، جلوههای زیبایی را روی شنهای کویر ایجاد مینماید. وجود این رود در نزدیکی کلوتها و مرطوب شدن دیواره کلوتها بر استحکام این پدیدههای طبیعی اثر مثبت داشته و حیات کلوتها را تضمین مینماید. غلظت نمک در آب رود شور به حدی است که سبب کندی حرکت آب در بستر رود میشود و علاوه بر آن در سواحل رود هیچ گیاهی نمیروید. در اثر تبخیر عمق رود شور به تدریج کم میشود و در نهایت در میانه کویر فقط بلورهای زیبای نمک بر جای میمانند.
رودخانه چشمه عروس: این رود در 3 کیلومتری شهرستان رابر قرار دارد و با طول 87 کیلومتر سومین رود بلند استان کرمان میباشد. این رود پس از آبیاری مزارع رابر، به هلیل رود میپیوندد و به سد جیرفت وارد میشود و در نهایت به همراه هلیل رود به هامون جازموریان میریزد.
رودخانه آب بخشا (لالهزار): این رودخانه از ارتفاعات بردسیر سرچشمه میگیرد و پس از گذشتن از دشت بردسیر از طریق دره کمالآباد وارد رفسنجان شده و نقش مهمی در تغذیه آبهای زیرزمینی منطقه دارد. همچنین قسمتی از آب این رودخانه در حوالی کبوترخان به مصرف کشاورزی میرسد.
رودخانه چاری: این رودخانه از ارتفاعات شیرینک چهارطاق سرچشمه میگیرد و در شهرستان بردسیر جریان مییابد و در نهایت به دشت باغین (از توابع بخش مرکزی شهرستان کرمان) میریزد. این رودخانه در اواخر زمستان و اوایل بهار طغیان میکند ولی در بیشتر سالها در تابستان بیآب میشود.
رودخانه تنگوییه (یا پلنگی): این رودخانه از رودخانههای دائمی شهرستان سیرجان است.
رودخانه سیرچ: این رودخانه که در شهداد جریان دارد به سوی کویر لوت و روستاهای حاشیه آن جاری میشود. این رودخانه پرآب بوده و زیستگاه انواع آبزیان و پرندگان بومی میباشد.
رودخانههای راور و قدرونی: این دو رودخانه در منطقه راور جریان دارند و پس از آبیاری دشت راور، سیلابهایشان به کویر لوت در شهداد میریزد.
رودخانه دهنه راویز: این رودخانه یکی از چند رودخانهای است که از کوهستانهای جنوبی رفسنجان سرچشمه میگیرد ولی آب آن به جلگه نمیرسد.
رودخانه گیودری: این رود از کوهستان پاریز و بارچی (در شهرستان سیرجان) سرچشمه میگیرد و پس از مشروب نمودن روستاهای اطراف در حدود ناصریه به طرف جلگه سرازیر میشود. این رودخانه در مواقع بارندگی زیاد ایجاد سیلاب نموده و روستاهای توابع رفسنجان را تهدید میکند. این رودخانه پس از عبور از رفسنجان، در منطقه نوق با نام رودخانه شور به کویر بافق منتهی میگردد.
رودخانه تهرود: این رودخانه از کوهستان ساردوئیه سرچشمه میگیرد و از جانب غرب به دهستان تهرود (از توابع بخش راین شهرستان بم) وارد میشود و تمام روستاهای اطراف خود را مشروب میسازد. این رود در بهار به علت بارندگیهای زیاد طغیان میکند. هوای اطراف خط سیر رودخانه ناسالم و مالاریایی است و سبب بیماری ساکنین روستاهای اطراف میشود.
رودخانه نساء و رودخانه آدوری از دیگر رودخانههای دائمی شهرستان بم میباشند که در تمام طول سال جاری هستند. رودخانههای گراغان و ده بکری نیز از رودخانههای شهرستان بم میباشند که در سالهای خشک و در فصل تابستان فاقد آب دائمی هستند.
در شهرستان بافت نیز چند رود جاری هستند که عبارتند از رودخانه خبر در منطقه خبر، رودخانه ابراهیمآباد، رودخانه اندوهجرد، رودخانه آب باریک، رودخانه آبشور، رود سید مرتضی، رود رابر، رود زردشت، رود بافت و رود بر.
دریاچهها و تالابهای استان کرمان
چاله لوت: چاله لوت که یکی از آبگیرهای منطقه به شمار میرود، در شمال شرقی کوههای کرمان واقع شده است و از خشکترین و کمآبترین حوزههای آبریز ایران است اما کناره غربی آن به علت مجاورت با کوههای کرمان نسبتاً مرطوبتر از دیگر نقاط آن است. رود شور در شمال بیرجند و رود شور گز در جنوب این آبگیر از مهمترین رودهای چاله لوت میباشند.
دریاچه هامون جازموریان: تالاب جازموریان در جنوب شرقی استان کرمان و در مرز این استان با سیستان و بلوچستان قرار دارد و به جهت قرار گرفتن در منطقهای کمآب، به عنوان یکی از مهمترین منابع آبی استان کرمان به شمار میرود.
تالاب جازموریان که در ارتفاع 350 متری از سطح دریا قرار گرفته است به وسیله رودخانه هلیل رود و رودخانه بمپور (در شرق تالاب) تغذیه میشود و بنا به فصول مختلف سال وسعت آن تغییر میکند. این تالاب با وسعتی معادل 200 هزار هکتار یکی از بکرترین اکوسیستمهای ایران میباشد.
برخلاف تمام هامونهای بسته درونی ایران، خاکهای هامون جازموریان چندان شور نیست و زمین آن از قلوه سنگها و لایههای شنی و آهکی تشکیل شده است. در واقع دلیل این امر این است که آب در دریاچه جازموریان ساکن نیست و زهکش طبیعی دارد. در گذشته رودهای هلیل رود و بمپور در جنوب غربی این دریاچه به دریای عمان میریختند اما در دورههای اخیر زمینشناسی بر اثر چین خوردگی زمین دره مسدود شده و این دریاچه را به صورت کنونی درآورده است.
در اثر خشکسالیهای سالهای اخیر در استان کرمان و احداث سدهای متعدد بر روی رودخانههای این استان از جمله هلیلرود، متأسفانه بخش قابل توجهی از این دریاچه و مراتع اطراف آن کاملاً خشک شده و هر روز بر شدت خسارتها افزوده میشود. این امر سبب به هم خوردن چرخه مهاجرت پرندگان به این باتلاق شده است و حضور پرندگان سیبری در این باتلاق آنقدر کمرنگ شده که تقریباً میتوان گفت به صفر رسیده است.
دریاچه ترشاب: این دریاچه فصلی در فاصله 13 کیلومتری شهر بردسیر و در نزدیکی روستای ترشاب واقع شده است.
دریاچه سد جیرفت: سد جیرفت بزرگترین سد مخزنی استان کرمان است که در 40 کیلومتری شمال غربی شهرستان جیرفت در محل تنگ نراب بر روی رودخانه هلیل رود در دامنه کوههای زاگرس به منظور ذخیره آب و تولید برق در بهمن ماه سال 1370 خورشیدی احداث شده است. سد جیرفت یک سد بتنی دو قوسی است که ارتفاع آن از پی 134 متر و طول تاج آن 277 متر است. ضخامت این سد بین 17 متر در کف تا 5 متر در تاج متغیر است.
دریاچه سد بافت: سد مخزنی بافت در فاصله 160 کیلومتری جنوب غربی کرمان و در فاصله 4 کیلومتری شمال شرق بافت در منطقه آسیاب جفته واقع شده است. این سد از نوع سد خاکی سنگریزهای با هسته رسی قائم میباشد. طول تاج آن 1137، عرض تاج 10 و ارتفاع سد از بستر رودخانه 62/5 متر است. دریاچه این سد میتواند 40 میلیون مترمکعب آب را در خود ذخیره نماید.
این سد به منظور تأمین آب شرب، مصارف صنعتی و تأمین آب کشاورزی شهرهای بافت و بزنجان و همچنین کنترل سیلابها و روانابهای فصلی رودخانه بافت احداث شده است.
دریاچه حلبی ساز: از دیگر دریاچههای استان کرمان دریاچه حلبی ساز است که در شهرستان بردسیر واقع شده است.
آبشارهای استان کرمان
آبشار دَلفارد: روستای دلفارد یکی از ییلاقات زیبا و خوش آب و هوای استان کرمان است که در 40 کیلومتری شمال غرب جیرفت در دامنه کوههای بلند و در امتداد رودخانهای که سرچشمه رود شور است، قرار دارد. یکی از شگفتیهای این روستا همزیستی درختان سردسیری همچون گردو، گیلاس، زردآلو و ... در کنار درختان گرمسیری مانند انواع مرکبات و خرما میباشد.
آبشار زیبای دلفارد که متأسفانه به دلیل خشکسالیهای اخیر کم آب شده است از دیگر جاذبههای این روستا میباشد. مسیر رسیدن به آبشار راهی کوتاه است که باید به صورت پیاده طی شود و به نام «گلمای دختر کش» معروف است و دارای درختان چنار بلند و قدیمی بسیار زیادی است. در این مسیر آبشارهای متعددی واقع شدهاند که به ترتیب به ارتفاع آنها افزوده میشود.
آبشار رایِن: آبشار راین که با نام «زر رود» نیز شناخته میشود یکی از زیباترین و شکوهمندترین مسیرهای کوهپایهای استان کرمان است. آبشار راین با ارتفاع حدود 40 متر در 14 کیلومتری جنوب غربی شهر ییلاقی راین که در دامنه یکی از مرتفعترین قلههای ایران به نام قله هزار قرار دارد، واقع شده است. این آبشار از ریزش رودخانهای پدید میآید که سرچشمههای آن در ارتفاعات بالادست و از دل دامنهها و دیوارههای برفگیر هزار مانند تاج خروس جریان مییابد. آبشار راین طی چهار مرحله فرو میریزد. مرحله اول 3 متر و پس از آن 4 متر، مرحله سوم از لبه پرتگاه تا نقطهای که سنگ بزرگی در دیوارهها قفل شده و مرحله بعد ریزش از سنگ بزرگ تا کف سنگی حوضچه آبشار و پخش آب بر دیواره سنگی شیبدار و حرکت در لابهلای بیدها و کناره دیواره بلند سنگی است. به دلیل وجود شیاری که در محل ریزش آب وجود دارد، حرکت در پشت آبشار و لذت بردن از خنکی ذرات آب، تجربهای جذاب را به وجود میآورد و این تجربه در زمستان تبدیل به یخنوردی ساده و هیجانآور میشود. در ضمن مسیر اصلی صعود به قله از دامنه روبروی آبشار آغاز میشود.
این منطقه زیبای گردشگری در مسیر کرمان- بم واقع شده و دارای جاذبههای گردشگری طبیعی همچون طبیعت کوهستانی، رودخانههای دائمی، چشمهسارها، آبشار، حیات وحش، مناظر روستایی، درختان کهنسال و بیدستان است که در کنار آن تأسیستان رفاهی جهت مراجعه کنندگان ساخته شده است.
آبشار وُروار: آبشار بزرگ وروار یکی از شگفتیهای جنوب استان کرمان میباشد که در شمال شرقی شهرستان عنبرآباد واقع است و به گفته کارشناسان و ایرانگردان با ارتفاع بیش از 100 متر، عنوان بلندترین آبشار خاورمیانه را به خود اختصاص داده است و از مناطق بینظیر گردشگری استان محسوب میشود. این آبشار که یکی از سه آبشار بلند ایران است از رود فرق سرچشمه میگیرد و برای دسترسی به آن باید از مسیر جاده جیرفت- کهنوج عبور کرد و از دوراهی جهادآباد حدود 20 کیلومتر به سمت مردهک و روستای رود فرق رفت. این روستا در 70 کیلومتری جنوب شرقی جیرفت قرار دارد. فاصله روستای رود فرق تا آبشار حدود 10 کیلومتر است و کوههای دو طرف رودخانه با شیب بسیار تندی که دارند، مانع از عبور میشوند و تنها راه عبور از مسیر رودخانه است که آن هم به دلیل شیب بسیار تند و ناهموار و وجود سنگهای گرانیت بسیار بزرگ، سبب کندی حرکت میشود و به همین دلیل طی این مسافت حدود سه ساعت به طول میانجامد. بهترین زمان برای بازدید از این آبشار ماههای اسفند و فروردین میباشد.
در کنار این آبشار عظیم قلعههای تاریخی همچون قلعه فرق و قلعه سالار رضا بنا شدهاند.
آبشارهای سیمک: آبشارهای سیمک در 35 کیلومتری شمال کرمان و در منطقه کوهپایه واقع شدهاند. در این منطقه 13 آبشار وجود دارند که صعود و فرود از آنها نیاز به در اختیار داشتن ابزارهای فنی دارد. وجود امکانات و زیرساختهای مناسب به خصوص اردوگاه سیمک که تحت مدیریت آموزش و پرورش قرار دارد، سبب شده گردشگران فراوانی در طول سال به این منطقه مراجعه نمایند. منطقه کوهپایه مشتمل بر 161 روستا میباشد که مرکز آن روستای ده لولو است.
سیمک نام تنگهای بسیار زیبا و کم نظیر در شمال روستای کوهپایه کرمان است که عرض آن بسیار کم و بین 3 تا 5 متر میباشد و دیوارههای بسیار بلند دو طرف آن را احاطه کرده است.
آبشار بنگان: آبشار بنگان در شمال روستای بنگان در 15 کیلومتری شمال شرقی شهر بافت در منطقهای کوهستانی و سردسیر واقع شده است. ارتفاع این آبشار که در دامنه کوههای لالهزار قرار گرفته است به بیش از 15 متر میرسد.
آبشار سه کاسه: این آبشار در یک کیلومتری جنوب روستای جهانجان در 25 کیلومتری شهرستان بافت در مسیر جاده اصلی بافت- کرمان قرار دارد. آبشار سه کاسه پس از ریزش از یک ارتفاع 10 متری سنگی وارد سه کاسه پلکانی میگردد و به همین دلیل به این نام مشهور شده است. این آبشار درون تنگه رودخانه جهانجان واقع است. این رودخانه پس از تشکیل آبشار، مسیر خود به سمت جنوب در میان دره را ادامه میدهد و پس از عبور از بن گود به سد بافت میریزد.
چشمههای استان کرمان
چشمه آب گرم لالهزار: این چشمه در جنوب شهرستان بردسیر و در شمال روستای قلعه عسگر قرار دارد. آب این چشمه در وسط رودخانه به صورت جوشان از زمین خارج میشود و آب آن همواره گرم است.
چشمه آب گرم گیشکی: در 64 کیلومتری مسیر اصلی کرمان به بردسیر، راهی از جاده اصلی منشعب میشود که به طرف «میهنه دره» در ضلع غربی رودخانه گیشکی میرود. در این منطقه از شکاف سنگها آب گرم جریان مییابد.
چشمه حسینآباد: این چشمه در 33 کیلومتری شمال غربی راین از توابع شهرستان کرمان واقع شده است. آب این چشمه برای بیماریهای دستگاه گوارش، کبد و لوزالمعده مناسب تشخیص داده شده است زیرا این نوع آبها در دستگاه گوارش سبب قلیایی شدن محیط معده و سپس تحریکات ترشحات آن میگردد.
چشمه قلعه عسگر: این چشمه در 11 کیلومتری روستای سلطانآباد در جنوب کرمان واقع شده است. آب این چشمه در رفع بیماریهای غدد لنفاوی و درمان بیماری راشیتیسم، برخی بیماریهای پوستی، رماتیسم و بیماریهای زنانه مؤثر است.
چشمه آب معدنی قاسمآباد: این چشمه به فاصله 6 کیلومتری شرق رفسنجان در روستای قاسمآباد واقع شده است. این چشمه در واقع یک قنات قدیمی است که اهالی منطقه از آب آن جهت درمان بیماریها استفاده مینمودند. آب این چشمه در درمان بیماریهای رماتیسمی، گوش، حلق و بینی مؤثر میباشد و اثر نیروبخشی دارد.
چشمه معدنی ته خاتون: این چشمه در 13 کیلومتری روستای جوشان در شرق کرمان قرار دارد. آب این چشمه برای دردهای مفصلی و عصبی اثر آرامبخشی دارد.
چشمه معدنی غرغره (بابا ترش): این چشمه در فاصله 40 کیلومتری راین از توابع شهرستان کرمان قرار دارد. آب این چشمه در درمان بیماریهای غدد لنفاوی، بیماریهای پوستی و رماتیسمی و بیماریهای زنانه مفید است.
چشمه آب معدنی ابارق: این چشمه در 11 کیلومتری شمال روستای ابارق در جنوب شرقی کرمان واقع شده است. آب این چشمه برای دستگاه گوارش مفید تشخیص داده شده است همچنین مصرف این آب در درمان بیماریهای مفصلی نیز توصیه میشود.
چشمه آب گرم ده شیخ در شهرستان بافت، چشمههای آب گرم شیرینک، خدادادی، امیره کیخسروی، گزوییه، نور، سرخ و چشمه آب گرم رنگ در شهرستان بردسیر، چشمههای آب گرم سید، مسکون و سرزه در شهرستان بم، چشمههای حسینآباد، آباد آوران و قاسم آباد در شهرستان رفسنجان و چشمه آوران و چشمه آب سرد درسنگ سیریز در شهرستان زرند از دیگر چشمههای استان کرمان محسوب میشوند.
ویژگیهای اقلیمی استان کرمان
آب و هوای استان کرمان به علت وسعت منطقه، وجود پستی و بلندیها و شرایط خاص اقلیمی، در نواحی مختلف کاملاً متفاوت است. دشتهای وسیع استان کرمان توسط رشته کوههای زاگرس از یکدیگر جدا میشوند. همجواری با پدیدههایی نظیر کویر در شرق و دریا در جنوب سبب شده است نواحی مختلف این استان تحت تأثیر جریانهای گوناگون آب و هوایی قرار گیرند. به طور کلی استان کرمان دارای سه منطقه متفاوت اقلیمی به شرح زیر است:
1- اقلیم نیمه استوایی (شامل نواحی جیرفت و کهنوج)
2- اقلیم کویری (شامل نواحی حاشیه بم و شهداد)
3- اقلیم معتدل و سردسیری (شامل نواحی کوهستانی)
به طور کلی عوامل مؤثر بر تنوع آب و هوایی استان کرمان را میتوان عرض جغرافیایی، اختلاف ارتفاع، نوع توده هوا و وجود پهنه خشک لوت در شرق استان دانست که در زیر به شرح برخی از آنها پرداخته شده است.
عرض جغرافیایی: استان کرمان بین عرضهای حدود 26 تا 32 درجه شمالی واقع شده است بنابراین دمای هوا در نواحی جنوبی آن به دلیل نزدیکی به مدار رأس السرطان از نواحی شمالی بیشتر است هرچند که وجود ارتفاعات و قرارگیری کویر لوت در شرق استان باعث ایجاد گسست در این روند میشود.
نوع توده هوا: استان کرمان در فصول مختلف سال از جهتهای مختلف تحت تأثیر تودههای هوا قرار میگیرد که برخی از آنها فعالتر و مؤثرتر از سایرین میباشند. یکی از عواملی که بر تودههای هوای ورودی به استان تأثیر میگذارد، ارتفاعات مرکزی استان کرمان است که با توجه به جهت قرارگیری آنها موجب افزایش بارندگی میشوند. تودههای هوایی که استان کرمان را تحت تأثیر قرار میدهند به دو نوع زمستانه و تابستانه تقسیم میشوند.
الف) توده هوای زمستانه
1- توده پرفشار: این توده هوا عموماً شامل توده هوای پرفشار سیبری است که در استان کرمان موجب سرد شدن هوا، پایداری هوا و به وجود آمدن پدیده وارونگی دما و به تبع آن آلودگی مناطق صنعتی و شهری میشود.
2- توده هوای کمفشار غربی و مدیترانهای: این توده هوا با نفوذ خود در فصول سرد سال موجب ایجاد بارندگی در سطح استان میشود.
3- توده هوای کمفشار سودانی: در صورت گسترش، بیش از برخورد سیستم کمفشار مدیترانهای باعث بارندگی شدید خصوصاً در محدوده جنوبی میشود. نمونه تأثیر این توده هوا، وقوع بارندگی سیلآسا در ماههای آذر و دی سال 1371 بوده است.
ب) توده هوای تابستانه
1- جریانهای موسمی (مانسون): ورود این جریانها در اواخر بهار و تابستان در استان کرمان سبب بروز بارندگیهایی در مناطق مختلف به ویژه ارتفاعات جنوبی میشود.
کمبود بارندگی و بالا بودن میزان تبخیر، استان کرمان را در ردیف استانهای خشک ایران قرار داده است. متوسط بارندگی در استان کرمان 138 میلیمتر و متوسط تبخیر بالقوه در حدود 3050 میلیمتر در سال است.
بادهای استان کرمان
استان کرمان همواره تحت تأثیر بادهای مختلف منطقهای و محلی قرار دارد که وزش این بادها آب و هوای این استان را دچار تغییر و تحولات قابل توجهی میکند. این بادها به طور عمده از نوع بادهای موسمی خشک هستند که در ماههای اسفند، فروردین و اردیبهشت میوزند و جهت وزش آنها از جنوب غربی به شمال شرقی و شرق همراه با خاک و شن است. وزش بادهای شدید به ویژه در مناطق جنوبی و شرقی استان در فصل مختلف موجب تشدید دمای هوا و ایجاد محدودیت شدید برای زندگی ساکنین این نواحی میگردد. این بادها به ویژه در مناطق بم و نواحی مجاور آن که تحت تأثیر بادهای 120 روزه سیستان هستند، علاوه بر ایجاد شرایط بحرانی برای محیط زیست، اَشکال خاص فرسایش را ایجاد کرده است. در مقابل بادهای غربی و شمال غربی نیز در سطح استان میوزند که سبب ریزش باران در زمستان و بهار میشوند.
پوشش گیاهی استان کرمان
استان کرمان بر اساس آب و هوا و خاک، دارای پوشش گیاهی متفاوت است. استان کرمان در مقایسه با دیگر استانهای کشور درصد کمتری از جنگل را داراست و بیابانهای آن پهنه بیشتری را دربر گرفتهاند. وسعت جنگلهای استان کرمان 1/3 میلیون هکتار برآورد شده است و به منظور بازسازی و انبوهسازی جنگلها در این استان، عملیات تولید نهرها، حفاظت جنگل، احداث پارکهای جنگلی و نهالکاری به وسیله سازمان جنگلها و مراتع و منابع طبیعی انجام گرفته است.
با توجه به شرایط آب و هوایی و جنس خاک، پوشش گیاهی استان به چهار گروه تقسیم میشود:
1- پوشش گیاهی نواحی کوهستانی: در بخشی از نواحی کوهستانی پوشش گیاهی جنگلی قابل مشاهده است. این پوشش گیاهی در نواحی کوهستانی شهرستان بافت، ارتفاعات جبالبارز، بحر آسمان و نواحی کوهستانی شهرستان شهر بابک دیده میشود. پوشش گیاهی این نواحی شامل درختان بنه (پسته وحشی)، انواع گونههای بادام کوهی، اُرس (سرو کوهی)، گون، زیره، گیاهان دارویی و برخی دیگر به چشم میخورند. در بهار پوشش علفی فاصله میان درختان، درختچهها و بوتهها را میپوشاند.
پوشش گیاهی در پایکوهها، درختچه و بوتهزار است که با توجه به نوع خاک متفاوت است و به طور معمول افدرا، لاکتوکها، عسلان، ریواس، شقایق وحشی و علفها میرویند. سایر کوهستانهای استان کرمان پوشش گیاهی نسبتاً ضعیفی دارند.
2- پوشش گیاهی دشتهای سردسیر: گیاه غالب این دشتها، درمنه است. علاوه بر آن گیاهانی همچون قیچ، اسکنبیل، عسلان، گون، افدرا، بوتههای خار و علف نیز دیده میشوند.
3- پوشش گیاهی درختی دشتهای گرمسیری: این نواحی شامل درختان کنار، کهور، گز، اکالیپتوس و نخل وحشی است که در دشتهای جیرفت، کهنوج، بم، بافت، شهداد و رفسنجان دیده میشود.
4- زمینهای بدون پوشش گیاهی: بخش وسیعی از بیابان لوت و بخشی از جازموریان که شنزارها یا زمینهای رسی با نمکزارها و خاکهای شور پوشیده شده است، عاری از پوشش گیاهی میباشند. این زمینهای عاری از پوشش گیاهی را میتوان در اطراف کفه نمکی سیرجان، قسمتی از دشت انار و سایر قسمتها به صورت گسسته دید.
مراتع استان کرمان
استان کرمان به دلیل واقع شدن در منطقه گرم و خشک، از مراتع طبیعی زیادی برخوردار نمیباشد. مراتع این استان جزو مراتع ییلاقی به شمار میآیند که توسط دامداران محلی مورد بهرهبرداری قرار میگیرند. این مراتع به جز در بعضی از قسمتهایی که سنگلاخی یا فرسوده میباشند، پوشیده از بوتهها و درختچههای مرتعی ریشهدار و قوی هستند. در گذشته کلیه مراتع استان کرمان مورد استفاده دام بوده است اما با توجه به این که ضوابط صحیحی جهت چرای دام وجود نداشت، به تدریج در معرض چرای بیرویه قرار گرفتند که نتیجه آن فرسایش بادی و آبی بود. کاهش پوشش گیاهی در تمام مناطق و آثار چرای مفرط در محدوده تپههای شنی به صورت فرسایش بادی شدید و حرکت تپههای شنی ظاهر گردیده است به این ترتیب اغلب مراتع این استان از نوع مراتع درجه سه یعنی مراتع بیابانی و استپ میباشند.
پوشش جانوری استان کرمان
استان کرمان با وسعت زیاد، تنوع آب و هوایی و دارا بودن زیستگاههای مختلف طبیعی توانسته است گونههای جانوری و گیاهی متنوعی را در خود پرورش دهد به طوری که وجود گونههای جانوری نادر نظیر خرس سیاه آسیایی و جیرفتی که در دنیا کمیاب میباشند، اهمیت زیستگاههای طبیعی استان و لزوم حفاظت از آنها را نمایان میسازند.
در استان کرمان به لحاظ موقعیت جغرافیایی، طبیعی و شرایط اقلیمی گونههای مختلفی از حیوانات وحشی و اهلی در قسمتهای کوهستانی و جلگهای آن زندگی میکنند. در نواحی سردسیری و گرمسیری استان حیواناتی همچون پلنگ، یوزپلنگ، گرگ، روباه، خرس سیاه، شغال، کفتار، خرگوش، انواع مار، کل، بز، میش و قوچ زندگی میکنند. گورخر از دیگر جانوران این استان میباشد که در دشتها زیست میکند که در گذشته تعداد آنها زیاد بوده ولی در اثر شکار بیرویه، نسل آن در حال نابودی است.
مناطق حفاظت شده استان کرمان
به منظور تضمین بقا و تداوم اکولوژیک و حفظ تنوع ژنتیکی جانوران، مناطقی از محدوده استان تحت حفاظت سازمان محیط زیست قرار گرفته و از نظر صید و شکار جزو نواحی ممنوع اعلام شده است.
پارک ملی خَبر: پارک ملی خبر (Khabr) با وسعتی حدود 150 هزار هکتار یکی از بزرگترین پارکهای ملی ایران میباشد که در 60 کیلومتری جنوب شهر بافت قرار دارد. این منطقه در سال 1379 خورشیدی به عنوان «پارک ملی» از سوی سازمان حفاظت محیط زیست اعلام شده است.
در این پارک ملی که دارای سیمای دشتی و کوهستانی است، گورخر آسیایی نگهداری و پرورش مییابد. علاوه بر آن در این منطقه 164 گونه جانوری از جمله پلنگ، جبیر، قوچ و میش، بز و پازن، کاراکال، گربه وحشی، گربه پالاس، حواصیل، سرسبز، هوبره، دراج، کبک، تیهو، عقاب طلایی، سارگپه پابلند، زنبورخوار کوچک، هدهد و احتمالاً یوزپلنگ زندگی میکنند.
درون پارک ملی خبر یک سد خاکی به نام سد شکرآب به منظور تقویت آبهای زیرزمینی احداث شده است.
پناهگاه حیات وحش روچون: این پناهگاه در محدوده شهرستان بافت و به شکل خوشهای در داخل پارک ملی خبر پراکنده است و شامل 5 بخش میباشد. یک بخش در جنوب روستای محمودآباد، یک بخش در شمال روستای ده سرد، یک بخش در غرب خیرآباد، یک بخش در شمال روستای ارزوئیه و یک بخش نیز در روستای روچون واقع است. این منطقه از سال 1378 به عنوان یکی از مناطق حفاظت شده اعلام شد و از مناطق کمیاب و نادر کشور است که از جنبههای آموزشی، تفریحی، علمی و اقتصادی مورد استفاده قرار میگیرد.
در منطقه حیات وحش روچون گونههای جانوری بسیار متنوعی زندگی میکنند. این منطقه زیستگاه پستاندارانی همچون پلنگ، گربه، کل و بز، قوچ و میش، شغال، کفتار، گراز، گرگ، آهو، خرگوش و ... میباشد. انواع شکاریها از جمله عقاب طلایی، عقاب دو برادر، عقاب مارخور، دلیجه کوچک، هما و کرکس به تعداد فراوان در این زیستگاه وجود دارند. پرنده جیرفتی که از جمله پرندگان کمیاب محسوب میشود در این پناهگاه زندگی میکند.
منطقه حفاظت شده بیدوییه: منطقه حفاظت شده بیدئیه با مساحت 168033 هکتار در فاصله 10 کیلومتری شمال شهرستان بردسیر واقع شده است. این منطقه در سال 1375 به عنوان منطقه حفاظت شده در فهرست مناطق تحت مدیریت سازمان محیط زیست قرار گرفت. منطقه حفاظت شده بیدوئیه با ویژگیهای طبیعی و غنای گیاهی و جانوری خاص خود در میان مناطق تحت مدیریت سازمان محیط زیست یکی از بهترین زیستگاههای حفاظت شده آهو به شمار میرود. مرتفعترین ارتفاعات این منطقه کوه کله گاوی با ارتفاع 2743 متر میباشد که تقریباً در مرکز منطقه واقع شده و سایر مناطق شامل دشتها و استپهای بیابانی و نیمه بیابانی است.
از نظر پوشش گیاهی قسمت اعظم منطقه حفاظت شده بیدوئیه شامل گونههای قیچ، درمنه و گیاهان تیره اسفناج است. در مجموع در این منطقه تعداد 188 گونه گیاه آوندی شناسایی شده که متعلق به 40 خانواده گیاهی میباشد که عمده آنها را گیاهان مقاوم به شوری و خشکی تشکیل میدهند. این منطقه جزو بهترین زیستگاه آهو محسوب میشود که به منظور رشد، تکثیر و جلوگیری از انقراض آهوها اختصاص یافته است.
از دیگر پستانداران این منطقه قوچ و میش، کل و بز، یوزپلنگ آسیایی، گرگ، کفتار، شغال و روباه شنی قابل ذکر میباشند. همچنین گونههای بسیار باارزشی از پرندگان شکاری از جمله سارگپه پا بلند، قرقی، عقاب طلایی، دلیجه، بالابان و پرندگانی نظیر کبک، تیهو، بلدرچین، انواع چکاوک و بسیاری از گنجشکسانان در این منطقه زندگی میکنند. این منطقه مأمن مطمئن و امنی برای پرندگان نادر و حائز اهمیت مانند هوبره و زاغ بور نیز میباشد. خزندگان منطقه حفاظت شده بیدوئیه که تاکنون مورد بررسی قرار گرفتهاند شامل گونههایی نظیر تیر مار بیابانی، تیر مار خراسانی، مار جعفری، انواع مارمولک و انواع لاکپشت است.
منطقه شکار ممنوع کوه نودرهنگ: این منطقه در حدود 42 کیلومتری شمال غربی زرند و در حاشیه شمالی بخش نوق در شهرستان رفسنجان و در 45 کیلومتری شهر رفسنجان قرار دارد. این منطقه که در سال 1366 خورشیدی به عنوان منطقه شکار ممنوع اعلام گردیده، معادل 250 هزار هکتار مساحت دارد. گونههای گیاهی موجود در منطقه شامل کاروانکش، قیچ، گون، کسور، بنه، انجیر، بادام وحشی، تاغ و شور میباشد. گونههای جانوری موجود در این منطقه عبارتند از کل و بز، قوچ، میش، آهو، جبیر، پلنگ، گرگ، روباه، کفتار، تشی، خرگوش، کبک، تیهو، عقاب، انواع کبوتر، باقرقره و هوبره.
منطقه شکار ممنوع گودغول: منطقه شکار ممنوع گودغول با وسعتی معادل حدود 50 هزار هکتار، در 40 کیلومتری غرب شهر سیرجان و در حاشیه شمالی منطقه حفاظت شده بهرام گور (استان فارس) در استان کرمان قرار دارد. مرتفعترین مکان در این منطقه کوه سیاه میباشد که 2715 متر ارتفاع دارد و کمارتفاعترین نقطه آن منطقه دشتی چاه هنزاء است که 1730 متر از سطح دریا ارتفاع دارد و در شرق منطقه واقع شده است. مهمترین گونههای گیاهی آن درمنه، قیچ، تنگس، کیکم، بنه و کسور میباشند و جانوران منطقه شامل کل و بز، قوچ و میش، جبیر، عقاب طلایی، سارگپه پا بلند، دلیجه، شاهین، کبک، تیهو، کبوتر چاهی، کوکر شکم سیاه، چکاوک کاکلی، زاغ بور و هوبره میباشد.
منطقه شکار ممنوع کوه اَنجِرَک: منطقه شکار ممنوع انجرک از نام روستایی به همین نام واقع در بخش رابر از توابع شهرستان بافت میباشد. این منطقه تماماً به صورت پرتگاههای صخرهای و پوشیده از درختان جنگلی است.
پناهگاه حیات وحش مهروئیه: پناهگاه حیات وحش مهروئیه یکی از قدیمیترین مناطق تحت حفاظت سازمان محیط زیست در جنوب استان کرمان به شمار میآید. این پناهگاه در محدوده شهر فاریاب و 60 کیلومتری شمال کهنوج و 100 کیلومتری جنوب غربی شهرستان جیرفت واقع شده است. در سال 1350 خورشیدی این منطقه با مساحت 7 هزار هکتار به عنوان منطقه حفاظت شده مهروئیه اعلام شد و در سال 1354 خورشیدی با توجه به اهمیت منطقه به منظور حفاظت بیشتر، سطح حفاظتی آن به پناهگاه حیات وحش ارتقاء یافت. در سالهای اولیه انقلاب مردم محلی به تصرف بخشی از اراضی جنوبی پناهگاه پرداختند و بدین ترتیب قسمتی از پناهگاه به زمینهای کشاورزی تبدیل شد و در نهایت مساحت آن به 55831 هکتار کاهش یافت. بخش عمدهای از این منطقه را دشتهای آبرفتی با پستی و بلندیهای کم تشکیل میدهد و کوه کلمراد یکی از ارتفاعات نزدیک به منطقه است که زیستگاه خرس سیاه آسیایی به شمار میآید.
این پناهگاه پوشیده از درختان کهور میباشد که در واقع آخرین بازمانده از جنگلهای جلگهای کهور در جنوب شرقی ایران میباشد و به علت شرایط اقلیمی خاص خود، یکی از اکوسیستمهای نادر طبیعی و حائز اهمیت محسوب میشود. علاوه بر کهور گیاهانی همچون کنار، اسکنبیل و قیچ نیز در این منطقه میرویند.
جانوران این منطقه عبارتند از دراج، هوبره، قمری، سبز قبای هندی، بلبل خرما، چکاوک، هدهد، شهدخوار، تیهو، دارکوب، باقرقره، هوبره، کبوتر جنگلی، پرستو، یاکریم، چاخ لق و انواع پرندگان شکاری.
منطقه شکار ممنوع سیاه کوه در سیرجان، منطقه شکار ممنوع کوه شیر در بم و منطقه شکار ممنوع گودچال در رفسنجان از دیگر مناطق حفاظت شده استان کرمان به شمار میروند.
ویژگیهای جمعیتی استان کرمان
قبل از مهاجرت آریاییها به ایران، تمدنهای متعددی توسط مردمان بومی این منطقه به وجود آمده بود که نمونه آن تمدن بزرگ «اَرَت» در کنارههای حاصلخیز هلیل رود، قسمتی از جنوب کرمان بود. این تمدن اکنون با نام «شهر دقیانوس» (یا جیرفت)، تمام فرضیهها و نظریات کارشناسان، صاحبنظران تاریخ و باستانشناسان را درباره خاستگاه اولین تمدنهای جهان دگرگون نموده و بعید نیست که ایالت باستانی «کارمانیا» (یا همان کرمان امروزی) به عنوان اولین جایگاه پیدایش تمدن در جهان باستان شناخته شود.
از لحاظ تاریخی سابقه سکونت و استقرار انسان در منطقه کرمان به هزاره چهارم قبل از میلاد میرسد و یکی از قدیمیترین نواحی ایران به شمار میرود.
مردم استان کرمان همانند مردمان سایر مناطق مرکزی ایران از نژاد آریایی و فارس هستند اما در قرنهای گذشته اقوام مختلفی به ویژه از اقوام و عشایر ترک آسیای میانه و مغول، این منطقه را به عنوان محل سکونت خود انتخاب کردند. علاوه بر این، گروهی از عشایر لر، لک و طوایفی از قوم بلوچ نیز به این سرزمین مهاجرت کردهاند.
براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1390، جمعیت این استان 2.938.988 نفر بوده است. جمعیت شهرستانهای این استان بر اساس این سرشماری به شرح زیر میباشد:
نام شهرستان
جمعیت شهری
جمعیت روستایی
جمعیت غیرساکن
ارزوئیه
7555
34424
ـــ
انار
17644
17651
ـــ
بافت
37141
37873
926
بردسیر
43957
27667
2114
بم
125764
69038
801
جیرفت
121988
155760
ـــ
رابر
11657
22205
530
راور
22651
17644
ـــ
رفسنجان
171197
115114
1610
رودبار جنوب
12223
92198
ـــ
ریگان
9664
56671
ـــ
زرند
70135
58969
ـــ
سیرجان
208033
59653
11
شهر بابک
64424
26071
ـــ
عنبرآباد
25397
60545
ـــ
فاریاب
6025
28392
ـــ
فهرج
11939
55289
810
قلعه گنج
12663
63713
ـــ
کرمان
621374
101110
ـــ
کهنوج
43977
42313
ـــ
کوهبنان
16648
5073
ـــ
منوجان
19570
44958
ـــ
نرماشیر
8216
50013
ـــ
زبان در استان کرمان
ساکنان استان کرمان بیشتر به زبان فارسی که همان فارسی دری است، گفتگو میکنند ولی با توجه به مهاجرت اقوام مختلف از طوایف لر، ترک و مغول، تنوع زیادی در لهجه و گویش محلی در شهرستانهای این استان به صورت متفاوت و متنوعی به چشم میخورد اما با این وجود غلبه اصلی با گویش فارسی و لهجه کرمانی است به طوری که امروزه گفتگو با گویشهای لری و ترکی بسیار کم رواج دارد.
دین و مذهب در استان کرمان
آثار به دست آمده در منطقه شهداد کرمان گواه آن است که مردم این سرزمین در ابتدا خدایانی را پرستش میکردند که هریک از آنان به نوعی در سرنوشت بشر دخالت داشتهاند و تاکنون دو نوع از خدایانی که هر دو نیز مؤنث بودند، در این زمینه شناسایی شدهاند. یکی از این خدابانوها، الهه کشاورزی و فراوانی است که احتمالاً همان «اینانا»؛ خدابانوی نیکوکاری عیلامیان و سومریان است. نقش این خدا بر روی یکی از مهرهای استوانهای به صورت بانویی نشان داده شده است که بر روی زمین نشسته و نُه شاخه گندم (سنبله) به صورت نُه شعاع از بدنش روییده است. خدابانوی دیگر خدایی است که حامی حیوانات و نگهدارنده و زیادکننده آنان به شمار میرود و نشانه آن شاخ یا کلاه شاخداری است که بر سر دارد. سومین خدایی که میتوان از آن نام برد خدای باران است که هنوز نام وی مشخص نشده اما نقش او بر روی صفحه فلزی در حالی که گروهی از انسانها و جانوران اهلی و وحشی از او طلب آب میکنند وجود دارد. به طور قطع برای هریک از این خدایان، نیایشگاههای ویژهای وجود داشته و ارباب مذهب نیز برای امور مذهبی در آن به کار میپرداختند.
در دورههای بعد آیین مهرپرستی جایگزین پرستش خدایان متعدد شد. قبرستان کشف شده در عباسآباد نوق علیا واقع در شهرستان رفسنجان نشانگر گسترش آیین مهرپرستی در این استان است. قبرهای این گورستان همگی رو به خورشید بوده و مربوط به دوران قبل از ظهور دین زرتشت در این منطقه میباشد. پس از آیین مهرپرستی، آیین مزدایی ظهور کرد و بین پیروان این دو مذهب اختلاف عقیده آشکار شد اما آیین مزدایی نتوانست پیروان زیادی را به خود جلب کند. بنابر روایات ایرانی پس از آیین مزدایی و چند سده قبل از میلاد مسیح در ایران پیامبری ظهور کرد که او را «زراتوشتر» میخواندند. بنابراین دین ملی ایرانیان پیش از اسلام متأثر از نام وی، «زرتشتی» نام گرفت. آیین زرتشت همانند دیگر ادیان الهی بر اساس یکتاپرستی پایهریزی شده و یکی از مظاهر پرارج معنوی ایران است. این آیین از روزگار مادها تا انقراض دولت ساسانی از ادیان زنده ایرانیان به شمار میرفت. در کرمان نیز این آیین از رایجترین و پایدارترین آیینها به شمار میرفته است و حتی بعد از ظهور اسلام و فتح کرمان در حدود سال 24 هجری قمری، تا دوره حکومت عمر بن عبدالعزیز (99-101 هجری قمری)، در بسیاری از آتشکدههای زرتشتیان که به آن «مجوسیه» میگفتند، آتش مقدس افروخته میشد. زمانی که کرمان به دستور عمر بن الخطاب فتح گردید (در سال 24 هجری قمری)، یک نفر از اعراب در کرمان باقی ماند تا کسانی که به دین اسلام گرایش پیدا میکنند را راهنمایی نماید اما در این زمان عده زیادی به دین اسلام نگرویدند و در برخی مناطق عده زیادی از مردم این منطقه به دست اعراب مسلمان کشته شدند. در سال 31 هجری قمری، عبدالله بن عامر از سوی عثمان مأمور فتح کرمان و گرفتن جزیه عقبمانده شد. در این سال مردم کرمان جزیه عقب مانده را پرداختند و عده زیادی نیز به دین اسلام روی آوردند. مسلمانان در کرمان در آغاز پذیرش اسلام پیرو مذهب اهل سنت بوند و با شکلگیری مذاهب فقهی، مسلمانان کرمان پیرو مذهب حنفی و شافعی شدند. شافعیان در دستگاه حکومت ترکان خانم (جانشین قطبالدین) جایگاه ویژهای داشتند. آنان دارای مدرسه علمیه بودند و جلالالدین سمعانی از علمای بزرگ مذهب شافعی در آن شهر دارای مقام قضاوت بود. در زمان طاهریان مردم کرمان به مذهب شیعه روی آوردند. در زمان حکومت علویان و آل بویه به تدریج مذهب تشیع در کرمان تقویت شد و در زمان آل بویه مذهب شیعه در کرمان به رسمیت شناخته شد و در دوره حکومت دیلمان و آل بویه، کرمان پناهگاه امنی برای دوستداران تشیع و حتی اسماعیلیان شد. در حال حاضر نیز اکثریت جمعیت استان کرمان مسلمان و شیعه دوازده امامی میباشند.
استان کرمان پس از تهران، یزد و خراسان بزرگ، چهارمین مرکز بزرگ زرتشتیان است و از لحاظ تعداد جمعیت مسیحیان، استان کرمان مقام دوازدهم را در سطح کشور داراست. این استان از لحاظ تعداد جمعیت کلیمیان، مقام ششم را در سطح کشور دارد و این امر بیانگر آن است که کرمان مهد ادیان است و از همه فرقهها و مذاهب در آن یافت میشود.
پوشاک در استان کرمان
در جامعه شهری استان کرمان زنان از چادر یا روپوش در مکانهای عمومی استفاده میکنند و مردان کت و شلوار یا پیراهن و شلوار میپوشند. زنان در خانه یا در مجالس مهمانی لباس ویژهای جدا از بقیه نقاط ندارند فقط پوشش زنان عشایر در بعضی نقاط متفاوت است که متأسفانه امروزه در حال از بین رفتن است. زنان ایل آسیاببر لباس گشاد تا سر زانو بر تن میکنند و از روسری به نام «شلیک» که با سکه تزئین شده است، استفاده میکنند. زنان ایل افشار و طایفه قاسم اولادی، لباسهای بلند دارند، دور سر دستمال میبندند و روی آن چارقد میگذارند. زنان در ایل بچاقچی دامن چیندار، چارقد، دستمال و عمامه دارند. زنان عشایر بلوچ لباس گشاد و بلندی تا روی پنجه پا میپوشند که دارای سرآستین و یقههای تنگ است.
فرهنگ استان کرمان متشکل از ترکیب فرهنگهای بلوچی، زرتشتی و کرمانی است و هر گروه پوشاک مخصوص به خود را دارد.
پوشاک بانوان کرمانی
چارقد: چارقد سرپوشی است از پارچه چهارگوش که به شکل سه گوش آن را تا میکنند و به وسیله سنجاق قفلی زیر گلو محکم مینمایند. افراد ثروتمند به سنجاق قفلی گویهای طلایی یا سنجاق طلا آویزان میکردند.
پیچه: پیچه نوعی پوشش به شکل نقاب برای پنهان نمودن صورت بوده که از یال و دم اسب تهیه میشده است. پیچه را به وسیله روبانی که در بالای آن وصل میشده روی پیشانی قرار میدادند و بند آن را پشت سر گره میزدند و سپس چادر مشکی را روی سر میانداختند.
چادر دلاغ: این پوشش جورابی است از نوک انگشت پا تا کمر که پاچه آن تنگ و بالای آن گشاد و شلوار مانند است و زنان به پا میکردند. چادر دلاغ به صورت چادر عربی اما بدون آستین بوده و زیر آن شلوار مشکی میپوشیدند. چادر دلاغ در واقع همان چاقچور یا چاقشور است.
شلیته: شلیته دامن کوتاه و پرچینی بوده که روی شلوار به تن میکردند و کمر آن مانند شلوار دارای لیفه بوده و با نخی به کمر محکم میشده است.
پیرن (پیراهن): پیراهن تنپوشی چیندار و یقه گرد با آستینهای لولهای یا پفی بوده است.
پیراهن شش ترک: قسمت کمر این پیراهن تنگ دوخته میشد و پایین تنه دو برابر گشاد بوده است. آستینها بلند و سرشانه چیندار بوده است.
یل: نوعی تنپوش یا کت زنانه بوده است که زنان و دختران در فصل سرما تن میکردند و قد آن تا روی باسن میرسید.
پیراهن چین پیلهای: این پیراهن نوعی تنپوش از جنس کتان بوده است. یقه آن گرد و آستینها بلند و دارای مچ پیچ بود. پایین تنه این پیراهن را مانند دامن چین پیلهای میدادند.
پاپوشهای زنانه: پاپوشهای زنانه شامل ساغری، قندره، کفشهای گیوهای و گالش میشده است.
پوشاک مردان کرمانی
سرپوشهای مردانه: مردان برای پوشش سر از کلاه گرد نمدی، کلاه دورهای (شاپو، کلاه پهلوی)، عمامه و کلاه بافتنی (کاموایی) استفاده میکردند.
تنپوشها: تنپوشهای مردانه شامل مواردی همچون پیراهن، قبا، سرداری، جلیقه و شال کمر میشده است.
پیراهن:پیراهن مردان نسبتاً بلند بوده و تا بالای زانو میرسید و از دو طرف پهلو به ارتفاع 10-15 سانتیمتر چاک داشته است. یقه آن گرد و ساده بوده و از سرشانه یا جلو دکمه میخورد. آستینها گشاد و بلند بود و در قسمت مچ یک چاک کوچک داشت. طبقه ثروتمند جامعه قسمتهای یقه، سرآستینها و انتهای پیراهن را با نخهای رنگی روشن نقرهدوزی میکردند و با نوارهای تزئینی آن را یَراقدوزی مینمودند.
قبا: قبا کتی بلند و بدون یقه بود و هنگامی که آن را به تن میکردند یقه آن به شکل هفت یا مایل درمیآمد. این تنپوش جلو باز بوده و به وسیله چند دکمه یا بندیلک دو طرف قبا به یکدیگر وصل میشد.
پاپوشها: پاپوشهای مردانه شامل مواردی چون گیوه، ساغری، ارسی، زنگال، قندر و شاپسند میشده است.
پاپیچ یا مچ پیچ: این پاپوش تا حدود 50 سال پیش در کرمان رایج بوده و به غیر از نظامیان که همیشه استفاده میکردند، عامه مردم در زمستانها یا در هنگام کشاورزی یا شکار از آن استفاده مینمودند. مچ پیچها اصولاً از پارچههای پشمی و ابریشمی به عرض 10-15 سانتیمتر و به طول تقریبی 4-5 متر از مچ پا تا زیر خم زانوها پیچیده میشدند. این پوشش در سیرجان به «پاتو» و در میان زرتشتیان به «پاتابه» معروف بوده است.
آشنایی با پوشاک بلوچی
آشنایی با پوشاک زرتشتیان
ویژگیهای اقتصادی و معیشتی استان کرمان
کشاورزی: با توجه به شرایط اقلیمی، میزان منابع آب، موقعیت جغرافیایی و روش کشت اراضی، استان کرمان در حوزه کشاورزی به سه منطقه کشاورزی تقسیم میشود که عبارتند از:
1- مناطق کشاورزی خشک و کویری در شهرهایی همچون رفسنجان، زرند و سیرجان
2- مناطق کشاورزی معتدل کوهستانی در مناطقی مانند بافت و کهنوج
3- مناطق کشاورزی گرمسیری در نواحی مانند بم، جیرفت و کهنوج
از مهمترین محصولات کشاورزی این استان میتوان به گندم، جو، سیب زمینی، پسته، حنا، وسمه، زیره، پنبه و چغندر قند اشاره نمود. در کرمان انواع محصولاتی همچون گردو، بادام، گلابی، هلو، آلبالو، آلو، گیلاس، سیب و خرما و مرکباتی نظیر پرتقال، لیمو شیرین، نارنگی، نارنج و گریپ فروت تولید میشوند.
این استان در زمینه تولید پسته در کشور رتبه اول را به خود اختصاص داده است به طوری که بیش از 95 درصد این محصول در این استان و به ویژه شهر رفسنجان با ظرفیت 70 درصد تولید میشود.
دامداری: عدم وجود خاک حاصلخیز و محدودیت مراتع سرسبز در استان کرمان سبب شده است دامپروری در این استان از رونق چندانی برخوردار نباشد ولی با این وجود دامداری به سه طریق روستایی، عشایری و صنعتی صورت میگیرد.
صنایع ماشینی: صنایع ماشینی استان کرمان به سه دسته صنایع کارگاهی کوچک، صنایع متوسط و صنایع بزرگ تقسیم میشوند.
صنایع کارگاهی کوچک شامل صنایع معدنی غیرفلزی (آجر)، ماشینسازی، صنایع شیمیایی و صنایع غذایی میشود. صنایع متوسط شامل صنایع غذایی، شیمیایی (پلاستیک)، پشم و سلولز (کاغذ)، مواد معدنی غیرفلزی (آجر)، ماشینسازی، صنایع آردسازی، صنعت خوراک دام و طیور، شیر پاستوریزه و پشمریشی میشود. صنایع بزرگ شامل کارخانه سیمان، کارخانه خانهسازی، کارخانه زمزم، کارخانه قند بردسیر، صنایع زغال سنگ، صنایع مس سرچشمه که شامل کارخانه تغلیظ، کارخانه جداسازی سولفور مولیبدن، کارخانه آهک، کارخانه ذوب و کارخانه تصفیه مس میشود. صنایع جنبی مس همچون کارخانههای مفتولسازی، کابلسازی، تولیدی ورق لوله و ... .
مهمترین صنایع استان کرمان عبارتند از روغن نباتی گلناز، مجتمع تعاونی نساجی شهید باهنر، تولید ورق آزبست کرمانیت، کارخانه لاستیک کرمان و سیرجان، پشمبافی آسیا، کارتنسازی کرمان، صنایع بلور و چینی، کارخانه شیر پاستوریزه کرمان، صنایع خودروسازی بم، مجتمع مس شهید باهنر، تولید ماشینهای پخت نان، ماشینآلات ساختمانی، پالایشگاه فروآلیاژ کهنوج، خودروسازی و تراکتورسازی، کارخانه ماشینسازی بردسیر، کارخانه لوله و پروفیل، صنایع فولاد بردسیر و کارخانجات پنیر و صنایع وابسته به کشاورزی.
منطقه ویژه و آزاد تجاری سیرجان اهمیت استان کرمان را از نظر اقتصادی افزایش داده است. این منطقه ویژه صرف نظر از تأثیراتی که در توسعه اقتصادی کل استان دارد، از دیدگاه توسعه جهانگردی نیز اهمیت زیادی دارد. سیرجان گذرگاه اصلی انتقال کالا به کشورهای شرق ایران و اروپا و همچنین خلیج فارس بوده و مسیر رفت و برگشت کلیه کالاهای تجاری از بندر شهید رجایی هرمزگان به کشورهای آسیای میانه، قفقاز و روسیه است. در واقع این شهر محل اتصال کلیه محورهای ترانزیتی و حمل و نقل کالا از جنوب به شمال، شرق و غرب ایران و سایر کشورهای شمالی، شرقی و غربی اروپا و خلیج فارس است.
صنایع دستی: صنایع دستی در استان کرمان به دو شیوه دستی و کارگاهی رواج دارد. از صنایع دستی مهم این استان میتوان از شال، پته و ترمه نام برد که البته به غیر از پتهدوزی، بقیه از رونق سابق برخوردار نیستند. صنایع دستی کارگاهی نیز شامل قالیبافی، جاجیمبافی، گلیمبافی، خورجین بافی، قلمزنی و تولید ظروف مسی است که همچنان رواج دارند.
قالیبافی: قالی معروفترین هنر دستی استان کرمان است که از شهرت جهانی برخوردار بوده و بازتابهای روحی هنرمندان در طی زمان و پیشامد حوادث در نظمهای باشکوهی که بر آن خلق میکنند، نمایان است. قالی کرمان از گذشتههای دور به عنوان نفیسترین و ظریفترین قالی ایران و جهان شناخته شده است. پشم تولیدی در کرمان از کیفیت بسیار خوبی برخوردار بوده و مرکز تهیه آن کرمان، بم و رفسنجان است.
شهرت قالی کرمان در رنگآمیزی و طرح آن است. در واقع دو عامل طرح و رنگ در تمایز و تشخیص قالی بسیار مؤثر است و طرح و رنگ قالیهای کرمان یکی از نفیسترین، زیباترین و خوش سبکترین بافتههای جهان است. در مورد طرحها و نقشهای قالی کرمان باید این نکته ذکر شود که بیگمان اوج تجلی این هنر به زمان صفویان میرسد. ترکیبهای دلنشینی که هنرمندان این دوره از رنگ و نقش و نگاره بر روی قالی پدید آوردهاند، با آن همه شکوه و زیبایی هرگز فراموش نمیشود. برای قالی کرمان نقشههای خاص کرمان وجود دارد البته تأثیرپذیری طرحهای قالی کرمان را از نقشههای اصفهان مانند شاه عباسی که اوج طرح و نقشه در دوران صفویان یعنی درخشانترین دوران قالی در ایران و نیز نقشه شیخ صفی که پویایی خاصی در بین طرحهای قالی ایران دارند، نباید از نظر دور داشت. بنابراین استفاده از نقشههای دیگر توسط قالیبافان کرمانی کمتر از دیگر نقاط اتفاق میافتد و این اقدام تا حدودی غیرمعمول و خارج از عرف است.
قالیبافان كرمان در نقشههای خود بیش از هر چیز به نگارههای گلدار روی میآورند. شاید علت این امر علاقهای باشد كه مردم این منطقه از گذشتههای دور به گل داشتهاند. اشكال گوناگونی از گل آفتابگردان كه نشانهای از آیین زرتشت است، در قالیهای كرمان دیده میشود.
نقشههای معروف قالیهای استان کرمان عبارتند از لچک ترنج، افشان با لچک ترنج، افشان سراسری بدون لچک ترنج، درختی، گنجشكی، نقشه آمریكایی یا باب آمریكا، نقشه كوپلن یا شكارگاهی، چمنی، اردبیلی (آمیختهای از طرحهای قالی اردبیل و آذربایجان با تغییراتی مختصر)، بازوبندی (طرحهایی شبیه گردنبند و بازوبند آن)، كف ساده (در وسط آن نقش مدالگونهای دیده میشود)، كف ساده مرغی (همان نقشه كف ساده است همراه با تصاویری از پرندگان)، خشتی (طرحهایی شبیه الماس)، سعدی دشتگلی (نموداری از خرمنهای گل و نشانهای از لطافت طبع این مردم)، سلسلهای (گونهای پیوستگی زنجیری را در نظام نقشه نشان میدهد)، شاه عباسی نقرهای، شاه عباسی درشتگل، ستونی، كف ساده لچک ترنج، راوری و نقشههای بتهای بسیار زیبا كه بهترین بافت اش در كرمان صورت میگیرد، موارد بسیار قابل توجه نقشههای قالی كرمان هستند.
گلیمبافی: گلیمبافی از دیگر هنرهای استان کرمان است و یکی از انواع گلیم که در واقع استان کرمان مرکز اصلی تولید آن محسوب میشود، «گلیم شیریکی پیچ» است. شیریکی پیچ نامی است که بافندگان ایلیاتی و روستایی استان کرمان به نوع خاصی از گلیم نهادهاند و این نوع گلیم از لحاظ بافت، مادر قالی بوده و بافت آن به طور انحصاری در اختیار دختران و زنان عشایری و روستایی است. از مراکز اصلی تولید این گلیم میتوان به شهرهای بافت و سیرجان اشاره نمود.
به طور کلی سه نوع گلیم در استان کرمان تولید میشود:
1- گلیم شیریکی پیچ یل سوزنی
2- گلیم چهل ماشوله یا سینه ریز
3- گلیم کف ساده
پتهدوزی: پتهدوزی به معنای دوختن نخهای پشمی رنگین بر روی یک پارچه پشمی به نام عریض یا شال است. پتهدوزی رشتهای از سوزندوزی است که در کرمان، سیرجان، رفسنجان و دیگر نقاط این استان رواج دارد و شهرت آن کمتر از قالی نیست. تاریخ پیدایش این هنر به درستی مشخص نیست اما یکی از قدیمیترین قطعات پتهدوزی شده روپوش مقبره شاه نعمتالله ولی در ماهان است که اکنون در موزهای نگهداری میشود. این پته یکی از پرکارترین پتههایی است که تاکنون تهیه شده است و گفته میشود در سال 1285 هجری قمری توسط 16 نفر پتهدوز طی مدت دو سال دوخته شده است.
معروفترین نقوش پته، طرح پتهای یا درخت زندگی است که به نامهای متعدد در پته بکار گرفته میشود مانند پته میری، پته ترمهای، پته جقهای، پته بادامی، پته سربندی، پته افشاری، پته کردستانی و ... . از دیگر طرحهای پتهدوزی، پیچک ترنج، سَروچه، نقوش حیوانی به ویژه پرندگان و لچک ترنجی را میتوان نام برد.
پته برای موارد مختلف از قبیل زیر لیوانی، کوسن، پشتی، پرده، جانماز، سجاده، رومیزی، روتختی، جلد قرآن، جلد جعبه دستمال، کیف، کفش و بقچه استفاده میشود. خانوادههای اصیل کرمانی به ویژه خانوادههایی که وضع مالی خوبی دارند، سرویس پته را جزو جهیزیه دخترانشان میگذارند.
شالبافی: این کالا در گذشته ارزش بسیار داشته است به گونهای که در خانههای ایرانی آن را به عنوان کالای سرمایهای نگهداری کرده و در زمان تنگدستی آن را گرو میگذاشتند. در زمان قاجار شاهان از یک طاقه شال کرمان به عنوان پاداش و هدیه استفاده میکردند. در دوره صدارت میرزاتقی خان امیرکبیر تولید آن حمایت زیادی شد به گونهای که نوعی شال کرمان به شال امیری معروف میشود. این هنر از دیرباز توسط مردان کرمانی در شهر کرمان و دهستان هوتک تولید میشود و در زمره بافتهای منحصر به فرد قرار دارد.
عریضبافی: عریضبافی یکی دیگر از هنرهای دستی مختص استان کرمان است. عریض پارچهای دستبافت پشمی و نسبتاً ضخیم است که زنان پتهدوز بر روی آن پتهدوزی انجام میدهند. این هنر در گذشته بیشتر رواج داشته است و برای تهیه کت و پالتو از آن استفاده میشده است اما امروزه مصرف عریض در پتهدوزی محدود شده است.
خوس: خوس یکی از صنایع دستی مردم جنوب استان کرمان است. زنان و دختران هنرمند جنوبی الیافهای به رنگ طلایی، نقرهای یا رنگارنگ را میبافند و با وصل کردن آنها بر روی لباسهای زنانه، طرحهای زیبایی را خلق میکنند.
قلمزنی: مسگری یکی از شاخههای فلزکاری است. مس تزئینی یا قلمزنی روی مس از هنرهای دستی استان کرمان است که به دلیل وجود منابع غنی مس در این منطقه، از رونق خاصی برخوردار است. از انواع مصنوعات دستی که به این شیوه تولید میشوند میتوان به بشقاب، سینی، ساعت دیواری، جلد آینه، آباژور و ... اشاره نمود.
بنابر نظریات باستانشناسان این هنر در حدود 3 تا 5 هزار سال سابقه دارد. در واقع نخستین اشیای فلزی ساخته شده به دست بشر مصنوعات مسی چکشکاری شده و کوچکی بوده که به نیمه اول هزاره چهارم پیش از تاریخ تعلق دارد.
سیسبافی: سیسبافی یکی از صنایع دستی استان کرمان به ویژه شهرستان بم است. سیس رشته الیافی است که در اطراف تنه درخت خرما میروید و رها میماند و به عبارتی گیس درخت خرماست. در این هنر از سیسهای درخت خرما برای تولید سبد، حصیر، قفس، زیرانداز، زنبیل، کیفهای زنانه و تزئینات منزل استفاده میشود.
معرق روی چوب: معرق در لغت به هر چیز رگهدار گفته میشود. این هنر ابتدا برای تزئین سطح میز، بوفه، درها و تکیهگاه صندلی به کار میرفت اما امروزه در تابلوها و موارد دیگری کاربرد دارد و توسط هنرمندان این استان از رونق خوبی برخوردار است.
چاقوسازی: چاقوهای تولیدی منطقه رایِن از نظر کمی و کیفی با چاقوی زنجان قابل رقابت میباشد. این هنر نسل به نسل از پدران به فرزندان به میراث مانده است و در این منطقه با همان کیفیت گذشته رونق دارد.
معادن استان کرمان
وسعت زیاد و ساختار تشکیلات زمینساختی استان کرمان سبب شده است این استان مقام اول کشور را در زمینه معادن متعدد و غنی به دست آورد. در استان کرمان معادنی نظیر آهن، مس، سرب و روی وجود دارند که بعضی از آنها دارای پیشینهای کهن و چندین هزار ساله در بهرهبرداری میباشند. معادن مهم استان عبارتند از معدن مس سرچشمه، مس میدوک، سنگ آهک گل گوهر سیرجان، زغال سنگ پابدانا، کرومیت اسفندقه و فاریاب و تیتانیوم کهنوج.
معادن استان کرمان در تأمین مواد اولیه مورد نیاز صنایع کشور نقش ارزندهای را بر عهده دارند و چرخهای صنعت استان و کشور را به گردش درمیآورند. معادن زغال سنگ این استان بخشی از نیاز کارخانه ذوب آهن اصفهان را تأمین میکنند.
معدن مس سرچشمه کرمان که به گواهی کارشناسان از غنیترین و خالصترین معادن مس در جهان به شمار میرود، از ویژگیهای اقتصادی استان کرمان محسوب میشود.
معادن کرومیت بافت، جیرفت و کهنوج از مهمترین معادن کرومیت ایران به شمار میروند و معدن تیتانیوم کهنوج تنها معدن از این فلز در ایران است.
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۵ ساعت 9:54 توسط فریبا
|